|
پ.ن: لحظه دیدار نزدیک است
دل خوشی من سلام بود لبریزم از دلم پرسه می زد،
"میلاد تهرانی"
یک مسافر تنها، در حوالی جاده
من از تمامیت ارضی یک عشق سخن می گفتم،
"میلاد تهرانی" پ.ن:کاشکی آسمون شهرت ابری نبود تا ماه نگاهمون رو به هم می رسوند...
چشماتو ببند.
THE MISSING PIECE پ.ن: قصه من تا جایی رسیده که رنگ نوشته ام صورتی شده..نمی دونم چقدر باید صبر کرد ولی دیر یا زود قصه منم تموم میشه...
زیر یک تور سپید پ.ن: تا حالا برات اتفاق افتاده یه کارت عروسی رو باز کنی و وقتی اسم عروس و داماد رو می خونی، به یه اسم آشنا برسی از گذشته های دور...
آزادم و عهدم این است ای لحظه ی شاد هستی! ای آشنای غم و شادی من.
آسمان همچو صفحه دل من خیره بر سایه های وحشی بید تن صدها ترانه می رقصد بر لبم شعله های بوسه تو آه...باور نمی کنم که مرا بی گمان زان جهان رویایی
چرا غم زده بنشینیم
سارا: و نگاهی به فاصله اش با او... دل رو زد به دریا و پارو رو کشید آریا:
کاش،این بار؛
وقتی خیلی کوچک بودم اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم.هنوز جعبه ی قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود را به خاطر دارم.هروقت که مادرم تلفنی حرف میزد می ایستادم و گوش می کردم .بعد از مدتی کشف کردم که موجود عجیبی در این جعبه ی جادویی زندگی می کند که همه چیز را میداند.اسم این موجود"اطلاعات لطفا"بود و به همه سوال ها پاسخ می داد.ساعت درست را میدانست و شماره تلفن هرکسی را به سرعت پیدا میکرد. پل ویلیارد
تو می آیی،
سلام به همه اونایی که به دلخوشِ یک رویا سر میزنن
|
About
!می بینی؟ Archives10/23/2009 - 11/21/20099/23/2009 - 10/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 6/22/2009 - 7/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 4/21/2009 - 5/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 7/22/2008 - 8/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |